
در فیلیپین دهه ۱۹۹۰، جو و همکلاسی اش رایسا با روایت های مادربزرگ جو درباره جزیره اسرارآمیز ناکالی و موجود افسانه ای مانانانگال آشنا می شوند. دوستی عمیق آن ها با خاطرات مشترک و دستبندهایی یادگاری پیوند می خورد، اما مرگ مادربزرگ جو، زندگی او را تحت تاثیر قرار می دهد.