گفتگویی صمیمی با ستاره ها جایی که قاب ها بیرون میایند و واقعی ترین بخش خودشان را نشان میدهند
ماریا، معلم دبستانی در سامرست انگلستان، پس از آنکه یکی از شاگردان دردسرسازش به نام دنی باعث آسیب دیدن همکلاسی اش می شود، برای حل مشکلات او به سراغ پدرش می رود؛ اما بی توجهی پدر و رفتارهای مخرب دنی، اوضاع را پیچیده تر می کند. برخوردی ناخواسته میان ماریا و دنی، زنجیره ای از تصمیم های هراس انگیز را رقم می زند و ماریا را به مسیری تاریک می کشاند؛ جایی که تلاش برای کنترل اوضاع، به موقعیتی غیرقابل پیش بینی و خطرناک تبدیل می شود.
نویسندهای به یک بیمارستان اختلالات روانی در مسکو اعزام میشود تا درباره وضعیت بیماران تحقیق کند، اما پس از مدتی درمییابد که این افراد فقط بیماران معمولی نیستند؛ آنها نمادی از انسانهایی هستند که زیر فشار شرایط تاریخی، اجتماعی و سیاسی دچار بحران شدهاند. نمایشنامه با زبانی طنزآمیز و نمادین، تلاش میکند رابطه میان تاریخ، قدرت، ایدئولوژی و ذهن انسان را بررسی کند.این نمایشنامه با نام (چگونه تاریخچه کمونیسم را برای بیماران روانی توضیح دهیم) شناخته میشود
ر سال ۱۹۶۶، در ایالت می سی سی پی آمریکا، موجی از خشونت و تبعیض نژادی، زندگی سیاه پوستان را در سایه ترس و بی عدالتی فرو برده است. پس از قتل های زنجیره ای رهبران جنبش حقوق مدنی، یک مامور جوان و سیاه پوست اف بی آی مأمور رسیدگی به پرونده ای می شود که ریشه های آن به شبکه های پنهان قدرت، نفرت نژادی و توطئه های خطرناک گره خورده است. او برای کشف حقیقت، ناچار می شود با یک آدمکش حرفه ای و بدنام مافیایی متحد شود.
خانواده اوونز در ماساچوست همچنان گرفتار نفرینی است که جدشان، ماریا اوونز، بر آن ها تحمیل کرده است؛ نفرینی که باعث می شود هر مردی عاشق یکی از زنان این خانواده شود، جان خود را از دست بدهد. خواهران، سالی و جیلیان، تصور می کردند این نفرین را شکسته اند، اما با مرگ گری، دومین همسر سالی، اندوهی عمیق بار دیگر زندگی آن ها را فرا می گیرد. سالی که از این فقدان درهم شکسته شده، جادو را کنار می گذارد و با افسون نهایی خود کاری می کند که دخترانش، کایلی و آنتونیا، جادو را فراموش کنند؛ به این امید که آن ها هرگز گرفتار نفرین شوم خانواده نشوند.
وقتی گروهی از دوستان دوران کودکی پس از سال ها دوباره با هم دیدار می کنند، این دورهمی به ماجرایی غیرمنتظره و پرهیجان تبدیل می شود. آنها به طور اتفاقی با توطئه ای خطرناک در سطح بین المللی روبه رو می شوند و ناچارند برای خنثی کردن این نقشه و نجات جهان، وارد ماموریتی پرمخاطره شوند.
در جزیره ای دورافتاده در اسکاتلند، خواهر و برادری به نام آیلا و سندی از زمان ناپدید شدن والدینشان، به مدت ۳۰ سال تنها زندگی کرده اند. آن ها با شکار پرندگان دریایی، گفت و گو با موجودات افسانه ای و دفاع از خانه شان در برابر غریبه های ناخوانده روزگار می گذرانند. اما با ورود دنیل، مأمور عجیب و دست و پاچلفتی انتقال ساکنان، زندگی آن ها دستخوش تغییر می شود. دنیل به دستور رئیس سختگیرش، رُز، مأمور است آن ها را به سرزمین اصلی منتقل کند. در این میان، آیلا پیوسته با رؤیاهایی از موجودی افسانه ای به نام فین من روبه رو می شود که تلاش می کند او را به دریا بکشاند.
مجموعه کودکانه «این بادی است!» با حضور یک تک شاخ جادویی و سخنگو، به تدریج به کابوسی مرگبار تبدیل می شود؛ جایی که ناپدید شدن مرموز یکی از کودکان، پرده از چهره واقعی و خشونت بار بادی برمی دارد. در حالی که کودکان برای فرار از دنیای ترسناک او تلاش می کنند، زنی در دنیای واقعی متوجه می شود که برنامه تلویزیونی بادی با راز فرزندی فراموش شده از گذشته اش ارتباط دارد؛ رازی که او را به درون این دنیای هولناک می کشاند.
کو بوم سوک، رئیس پلیس روستا، پس از اطلاع از مرگ یک گاو با زخم های عمیق، تحقیقات خود را آغاز می کند. گروهی از شکارچیان محلی تصور می کنند یک ببر سرگردان مسئول این اتفاق است، اما با پیدا شدن دام های مرده بیشتر و کشته شدن صاحب مزرعه، ماجرا ابعاد هولناک تری پیدا می کند. بوم سوک پس از بازگشت به روستا متوجه می شود موجودی عظیم چندین نفر از ساکنان را قتل عام کرده است.
داستان درباره دو بازیگر مشهور هالیوود، متیو و وودی است، که سالهاست دوستان صمیمی هستند و رابطهای صمیمی و نزدیک دارند. با این حال وقتی یک راز تکاندهنده درباره گذشته و خانواده یکی از آنها فاش میشود، هر دو متوجه میشوند که رابطهشان ممکن است بسیار عمیقتر و پیچیدهتر از چیزی باشد که همیشه تصور میکردند. این کشف، آنها را با پرسشهایی درباره گذشته، خانواده و ارتباط واقعی میانشان روبهرو میکند و نگاهشان به دوستی چندینسالهشان را تغییر میدهد.